روش های یادگیری گرامر انگلیسی و مهمترین گرامرهایی که با آن سرو کار دارید

بهترین سایت آموزش های رایگان زبان انگلیسی از صفر تا صد از مکالمه تا گرامر

آموزش گرامر انگلیسی | دستور زبان یا گرامر انگلیسی چیست؟

 

تعریف گرامر انگلیسی: دستور زبان یا گرامر در هر زبانی یعنی آرایش خاص کلمات با نقش های مختلف در کنار یکدیگر که این شامل گرامر انگلیسی نیز می شود. در واقع گرامر “سیستم” یک زبان است. مردم گاهی اوقات دستور زبان را به عنوان “قوانین” یک زبان توصیف می کنند. اما نمی‌توان گفت زبان از قوانین تشکیل شده است.

اگر از کلمه “قوانین” استفاده کنیم، این طور به نظر خواهد رسید که کسی ابتدا این قوانین را ایجاد کرده و سپس در آن زبان با توجه به آن قوانین شروع به صحبت شده است، مانند یک بازی. اما زبان ها اینگونه شروع نشده اند. زبان ها در گذشته توسط افراد و در ابتدا با تولید صداهایی شروع شده که در نهایت به کلمات، عبارات و جملات تبدیل شده‌اند. هیچ زبانی معمولاً ثابت نیست و همه زبان ها با گذشت زمان تغییر می کنند. آنچه ما در واقع”گرامر” می‌نامیم به سادگی بازتاب یک زبان در یک زمان خاص است.

 

چرا به آموزش گرامر انگلیسی بپردازیم؟ چرا گرامر انگلیسی را یاد بگیریم؟

در راستای آموزش گرامر انگلیسی همواره دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی معتقدند که اول باید تمامی ساختارها را به‌صورت فرمول و قواعد یاد بگیریم و سپس وارد مبحث جمله‌ سازی و ارائه‌ی مثال ‌ها شویم؛ از طرفی برخی معتقدند که نباید گرامر انگلیسی خواند. به نظر اکسیر نیز این جمله درست است اما شاید بتوان آن را اصلاح کرده و بهتر بیان کرد: گرامر را باید به درستی خواند.

 

اگر قصد دارید آموزش گرامر انگلیسی را شروع کنید، خواندن ساختارهای گرامری و حفظ آن ها کار اشتباهی است و متاسفانه عمده ی زبان آموزان به این کار عادت کرده اند. برای مثال، ساختار Present Perfect را می خوانند و یاد می گیرند و تمام تمرین های آن را به درستی انجام می دهند. اما مشکل از آنجا شروع می شود که چون تمام توجه شان به ساختار است، از مفاهیم و کاربردها غافل شده و به جای استفاده درست از این ساختار، هر جا که دوست داشتند از آن استفاده کرده تا نوشته یا گفته ی خود را خفن تر! نشان دهند. مشکل همین جاست! اگر آموزش گرامر انگلیسی مفهومی یاد گرفته شود، اتفاقا خیلی هم کمک می کند.

این دو عمل باید همسو و در یک ‌زمان پیش بروند؛ یعنی با توجه به شرایط و نیازهای ارتباطی‌ خود از گرامر و کلمات استفاده کنیم و به مرور آن ها را بیاموزیم تا آموخته هایمان را به سادگی به دست فراموشی نسپاریم.

 

چطور گرامر انگلیسی را یاد بگیریم؟

اگر زبان را عملی ببینیم که در کودکی آن را تحت تأثیر محیط و با تقلید صدا ها و کلمات فرا گرفته‌ایم، یقیناً طرفدار عقیده دسته دوم خواهیم بود. در این صورت ما باور داریم که اگر بخواهیم آموزش گرامر انگلیسی را با حفظ کردن دسته‌ای از فرمول‌ها و ساختارها ادامه بدهیم، پس از مدتی، ترتیب آن‌ ها را مطمئناً فراموش خواهیم کرد؛ اما در صورتی ‌که مثالی برای هر یک از ساختارهایی که می آموزیم، بسازیم و در موقعیت مناسبی آن ها را به کار ببریم، فعالیتی به حساب می آیند که ما به وسیله آموخته های خود آن ها را انجام داده ایم و به همین علت، احتمال اینکه در ذهنمان ماندگارتر باشند، افزایش می یابد.

 

همانطور که گفته شد، آموزش گرامر انگلیسی باید مفهومی یا Conceptual یاد گرفته شود؛ مثلا به جای خواندن و حفظ کردن ساختار حال کامل و به خاطر سپردن اسمِ این ساختار، بهتر است یاد بگیریم چطور باید راجع به تجربه ها و دستاوردهای خود صحبت کنیم! یا اینکه چطور بگوییم که مدت هاست یک معلم هستم (قبلا معلم شدم و هنوز معلم هستم). این دو مثال، دو کاربرد از ساختار مذکور است. پس، به این شکل، هم ساختارهای گرامری را یاد می گیریم، هم می توانیم به درستی در جایشان از آن ها استفاده کنیم.

 

در آموزش گرامر انگلیسی چه مباحثی با چه اولویتی وجود دارند؟

طی آموزش گرامر انگلیسی مباحث گرامری زیادی وجود دارند که در سطوح مختلف از Starter تا Proficiency تقسیم بندی می شوند. در اینجا، به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم. این گرامرها همچنین برای تمامی آزمون های نامبرده زیر لازم و ضروری هستند. با مطالعه این قواعد و ساختارها و همینطور مثال های موجود، توانایی شما در درک و استفاده کاربردی زبان تقویت می شود.

 

زمان های انگلیسی (English Tenses)

زمان های انگلیسی یکی از مهم ترین بخش‌های یادگیری گرامر، آموزش زبان و آموزش گرامر انگلیسی هستند. در واقع می توان گفت گرامر زبان انگلیسی بر پایه‌ی tense یا همان زمان افعال مختلف بنا شده است. مانند هر زبان دیگری، ما برای انتقال مفهوم افکار خود و یا برقراری ارتباط با دیگران، به ساختارهایی نیاز داریم تا بتوانیم زمان افعال یا حالاتی را که بیان می‌کنیم به‌ درستی به مخاطب خود انتقال دهیم.

به‌ طور کلی در زبان انگلیسی سه tense اصلی وجود دارد؛ زمان گذشته (past)، حال (present) و آینده (future). هرکدام از این حالت‌های زمانی نیز دارای زیرمجموعه‌های مخصوص به خود هستند که در نهایت 12 حالت زمانی انگلیسی را به وجود می‌آورند. برای استفاده از زمان ها در انگلیسی شما نیاز دارید کاربرد (Use) و ساختار (Structure) آن ها را یاد بگیرید.

برای اهداف متفاوت از سه شکل مختلف زمان ها به صورت جملات مثبت (affirmative)، جملات منفی (negative)، و جملات سوالی (interrogative) که خود به دو صورت سوالات yes/no و wh هستند می‌توان استفاده کرد. در این جا توضیح مختصری در مورد کاربرد زمان ها خواهید دید. برای مطالعه کامل زمان ها و ساختار آن ها مقاله زمان های انگلیسی را ببینید.

 

  1. زمان حال ساده (present simple)

اولین عضو مجموعه گروه حال، زمان “حال ساده” است. از حال ساده برای بیان حقایق کلی، برنامه‌های روتین و روزمره که به‌طور مدام اتفاق می ‌افتند و یا مواردی که هرگز رخ نمی‌دهند، استفاده می‌شود.

 

  1. زمان حال استمراری (present continuous)

دومین عضو این مجموعه، حال استمراری یا حال ادامه دار است که present progressive نیز خوانده می‌شود. از این ساختار عموماً برای صحبت کردن راجع به اتفاقات و حالاتی که در لحظه وجود دارند و معمولاً موقتی هستند، استفاده می ­شود. در برخی موارد می توانیم از این ساختار برای بیان تصمیماتی درباره آینده نزدیک، که از وقوع آن مطمئن هستیم هم استفاده کنیم.

 

  1. حال کامل یا ماضی نقلی (present perfect)

عضو سوم این گروه، زمان حال کامل یا ماضی نقلی است. این ساختار مانند پلی بین گذشته و حال است که می‌توان از آن برای بیان تجارب، انتظارات و اتفاقاتی که در گذشته افتاده ولی اثر آن تاکنون ادامه داشته، استفاده کرد.

 

  1. ساختار حال کامل استمراری (Present Perfect Progressive)

حال کامل استمراری نیز مانند حال کامل یا ماضی نقلی، به کاری اشاره دارد که در گذشته شروع شده و تا کنون ادامه داشته است؛ معمولاً از این زمان به منظور تأکید و نشان دادن مدت زمان انجام یک به کار می رود، که از این موضوع می توان به عنوان راهی برای تشخیص تفاوت بین حال کامل و حال کامل استمراری استفاده کرد.

 

  1. زمان گذشته ساده (past simple)

گذشته ساده اولین عضو گروه افعال گذشته است که برای بیان اموری که در گذشته اتفاق افتاده‌اند استفاده می‌شود. در این صورت، مدت زمانی که انجام کاری طول کشیده است مهم نبوده و تأکید این ساختار تنها بر کاری است که در زمانی پیش از حال، انجام‌شده و به پایان رسیده است. افعالی که در حالت گذشته به کار می‌روند به صورت دو شکل باقاعده و بی‌قاعده هستند.

 

  1. گذشته استمراری (past progressive)

این حالت برای صحبت کردن درباره کاری که درگذشته اتفاق افتاده و مدتی ادامه یافته است به کار می رود. این بازه زمانی می‌تواند به مدت چند دقیقه، چند ساعت یا حتی چند روز باشد و هدف از این ساختار، تأکید بر زمانی است که برای انجام این کار صرف شده است. در این زمان معمولاً از افعال کنشی یا حرکتی استفاده می شود و کاربرد افعال حالتی رایج نیست.

 

  1. گذشته کامل یا ماضی بعید (past perfect)

از این ساختار برای بیان اتفاقاتی که پیش از یک زمان خاص درگذشته اتفاق افتاده‌اند استفاده می­ شود. کاربرد دیگر این زمان، برای صحبت درباره نقل‌قول‌ هایی است که بیان‌ شده‌اند.

 

  1. گذشته کامل استمراری (past perfect continuous/progressive)

کاربرد این ساختار مانند گذشته کامل است یعنی قبل از یک زمان مشخص یا یک عمل دیگر در گذشته رخ داده است. تفاوت این ساختار با گذشته کامل، استمرار آن است. زمانی که عملی در گذشته پیش از عمل دیگری رخ داده و مدتی به طول انجامیده از این ساختار برای آن استفاده می کنیم. از این ساختار در نقل قول ها نیز استفاده می شود.

 

  1. زمان آینده ساده (future simple)

برای صحبت کردن درباره آینده از دو ساختار می توان استفاده کرد؛ will و be going to. آینده ساده به کار یا شرایطی اشاره می­ کند که در آینده اتفاق خواهد افتاد و به پایان خواهد رسید. موارد دیگری که می توانیم از این ساختار استفاده کنیم، در بیان تصمیمات آنی (با استفاده از will) و همچنین تصمیمات برنامه ریزی شده (با استفاده از be going to) است.

 

  1. زمان آینده استمراری (future continuous)

از این زمان برای صحبت کردن راجع به کاری که در آینده و در بازه زمانی مشخصی به طول خواهد انجامید، استفاده می ­شود.

 

  1. زمان آینده کامل (future perfect)

این زمان برای بیان اتفاقاتی مورد آینده به کار می رود که انتظار داریم در زمان خاصی در آینده تکمیل شده و به پایان برسد.

 

  1. زمان آینده کامل استمراری (future perfect continuous)

این زمان برای بیان عملی که در آینده و در بازه ی زمانی مشخصی به طول می انجامد، به کار می رود.

 

در اینجا به توضیح کوتاهی از سایر مباحث گرامری مهم  و آموزش گرامر انگلیسی آنها پرداخته‌ایم

 

افعال کمکی معین (Modal Auxiliary Verbs)

از این افعال در موارد متعددی استفاده می شود که رایج‌ترین آن ها زمانی است که بخواهیم احتمال و امکان وقوع یک عمل یا حالت، توانایی انجام کاری، ارائه درخواست یا پیشنهادی را بیان کنیم.

 

ساختار مجهول (passive voice)

کاربرد ساختار مجهول در انگلیسی به این صورت است که ما می خواهیم عبارتی را بیان کنیم که تأکیدمان بر عمل انجام شده یا مفعول عبارت اصلی است، نه بر فاعل جمله. مورد دیگری که می توانیم از این ساختار استفاده کنیم زمانی است که فاعل جمله نامعلوم است.

از این ساختار می توان در تمامی زمان ها، گذشته، حال و آینده استفاده کرد. جملات مجهول را می توانیم با قرار دادن مفعول جمله معلوم، در نقش فاعل جمله، به دست آوریم.

 

اصلاح کننده ها (modifiers)

در زبان انگلیسی به کلمات یا عباراتی که برای اصلاح، بیان تغییر، یا ارائه اطلاعات بیشتری در یک جمله به کار می‌روند، اصلاح کننده یا modifier گفته می شود. حذف این نوع کلمات از جمله ها در ساختار دستوری آن مشکلی ایجاد نمی کند و در انگلیسی نقش صفت یا قید دارند. این کلمات را می توان پیش یا پس از عبارتی که آن ها را توصیف می کنند قرار داد که با توجه به نوع آن ها در ساختار جمله قرار می گیرند. به طور کلی modifier ها در سه دسته طبقه بندی می شوند:

  • دسته اول آنهایی هستند که در پاسخ به سؤال how یعنی چگونه یا چطور، نوشته می شوند.
  • دسته دوم گروهی هستند که در پاسخ به سؤالاتی از قبیل چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا و چرا، شرایط چیزی را مشخص می کنند.
  • دسته سوم نیز نتایج یا علل وقوع چیزی را بیان می کنند.

 

تشدیدکننده ها (intensifiers)

تشدیدکننده ها، قید یا عبارت های قیدی هستند که بر شدت معنی اصطلاحات یا صفات می افزایند. تشدید کننده ها می توانند هم معنی مثبت و هم منفی موجود در جمله را تقویت کنند. تشدید کننده های رایج زبان انگلیسی عبارتند از:very, pretty, extremely, fairly, quite, absolutely, too, so.

 

تضاد و مغایرت (contrast) با while و whereas

نقش اصلی while به عنوان یک حرف ربط این است که نشان دهد در حالی که اتفاقی در حال وقوع بود چیز دیگری نیز به طور هم زمان رخ داده است، حال، در اینجا به کاربرد دیگر از while اشاره می کنیم. برای نشان دادن تضاد در جمله نیز می توانیم از while به معنی “با وجود اینکه” استفاده کنیم که مترادف با whereas به معنی “در حالی که” به کار می رود.

 

اجزای کلام (Parts of speech)

در دستور زبان، کلمات یک جمله نقش ها و کاربردهای مختلفی دارند که به آن ها اجزای کلام گفته می­ شود. اجزای کلامی در انگلیسی شامل فعل، اسم، حرف تعریف، ضمیر، حرف اضافه، صفت، قید، حرف ربط، حرف ندا هستند. با شناخت این اجزا، جایگاه آن ها در جمله و کاربرد آن ها می توان جملات را با ساختار صحیحی تولید کرد.

 

 اسم ها (Nouns)

اسم در انگلیسی می­ تواند به عنوان فاعل، مفعول یک فعل، حرف اضافه و یا در نقش بدل استفاده شود. اسم ها به دو دسته قابل شمارش و غیرقابل شمارش تقسیم می ­شوند. برای اشاره به اسم ها باید از حروف تعریف و اشاره مناسبی استفاده کرد که با تعداد و نوع آن ها مطابقت داشته باشند.

 

So that / in order to برای بیان هدف

از ساختار (جمله + so that) می توان برای بیان هدف انجام یک کار استفاده کرد که بین دو عبارتی قرار می گیرد که معمولاً عبارت دوم هدف مورد نظر از عبارت اول است.

عبارات دیگری که می توان برای بیان اهداف از آن ها استفاده کرد، عبارت in order to یا so as to می باشد که در این حالت، فعل به صورت مستقیم و نه به حالت مصدری، بعد از این عبارات قرار می گیرد.

 

صفات و قیود (Adjectives and Adverbs)

استفاده از صفت ها باعث می شود تا بتوانیم جزئیات موصوف (یک شخص، اشیا یا یک مکان) را بهتر بیان کنیم و با این توصیفات، موضوع را برای خواننده یا شنونده جذابتر کنیم. هر چه این صفت ها دقیق و مرتبط تر با موضوع به کار روند، تصویر سازی آن برای مخاطب آسان تر و شفاف تر خواهد بود.

قیدها هم کلمات کاربردی دیگری هستند که می توانند اطلاعات بیشتری راجع به یک صفت، فعل، عبارت و یا حتی کل جمله ارائه کنند. از آنجایی که قیدها تنها اطلاعات اضافه تری را نشان می دهند، حذف آن ها از جمله، تأثیر بر ساختار آن ندارد.

 

مفعول مستقیم و غیر مستقیم (Direct and indirect object)

در تعریف کلی، مفعول کسی یا چیزی است که کار روی آن انجام می شود و معمولاً در پاسخ به سؤال چه چیز را و چه کسی را مشخص می شود. در انگلیسی دو نوع مفعول وجود دارد، مفعول مستقیم و مفعول غیر مستقیم.

 

  • در صورتی مفعول مستقیم است که کار بر روی آن انجام بگیرد، برای مثال: I ate a sandwich (من یک ساندویچ خوردم.) در این حالت اگر سؤال “چه چیز را” پرسیده شود، جواب آن ساندویچ خواهد بود که مفعول جمله است.
  • مفعول غیرمستقیم نیز کسی یا چیزی است که کار برای آن انجام می گیرد. مثلاً They gave us a book. (آن ها به ما یک کتاب دادند.) در این حالت باید توجه کنید که در این جمله دو مفعول وجود دارد، کلمه book مفعول مستقیم است چون کار بر روی آن انجام شده است و ضمیر مفعولی us مفعول غیر مستقیم است که کار برای آن انجام شده است.

 

انواع جمله (Sentence Types)

زمانی که در حال نوشتن یک متن هستیم، استفاده از تعداد زیادی از جملات ساده، نوشته‌ی ما را برای مخاطبمان خسته کننده خواهد کرد و تلاش ما برای نشان دادن مطلب و نظراتمان، بی نتیجه خواهد ماند؛ برای جلوگیری از این اتفاق، لازم است تا از تنوع ساختاری جملات در انگلیسی بیشترین را استفاده کنیم تا مطالب، جذابتر و مؤثرتر ارائه شوند.

 

قیود ربط (Conjunctive Adverbs and Coordination)

از قیدهای ربط در انگلیسی برای ایجاد پلی میان افکار و اتفاقات مختلف استفاده می شود تا جمله های گسترده تری ایجاد کرده و مطالب به صورت مرتبط و زنجیروار بیان شوند. از حروف ربط می توان برای اشاره به زمان، علت، هدف و نتیجه وقوع چیزی استفاده کرد یا همچنین شرایط و کیفیت موقعیت ها را نشان داد.

در انگلیسی انواع مختلفی از قیدهای ربطی وجود دارند که یکی از آن ها correlative conjunction یا حروف ربط هم بسته یا جفتی هستند که کلمات و عبارات را با کلماتی مثل (and, or, but) “و، یا، اما” به هم وصل می کنند.

 

حروف اضافه (Prepositions)

انتخاب حروف اضافه، با توجه به صفت، فعل یا اسم مورد نظر، انجام می شود. بعد از این حروف نیز، کلمه ای که قرار می گیرد، می تواند به صورت اسم، ضمیر و یا حالت –ing باشد و موضوعات مختلفی را در برگیرد. با وجود اینکه تعداد حروف اضافه در انگلیسی محدود است، با قرار داد آن ها در کنار کلمات دیگر، عبارت های بی‌شماری می توان به دست آورد.

استفاده از حروف اضافه، از این جهت ضروری است که روابط بین کلمات مختلف را در جمله مشخص می کنند و خواندن متن را برای خواننده یا درک مطلب را برای شنونده راحت تر می کند.

 

علائم نگارشی و نقطه‌ گذاری

برای تعیین قسمت های مختلف جمله باید از علائم متداول یا قوانین مربوط به فاصله گذاری بین کلمات استفاده کنیم تا خواننده بتواند به راحتی متن را دنبال کرده و آن را درک کند. در انگلیسی 14 علائم نگارشی وجود دارد: نقطه، علامت سؤال، علامت تعجب، ویرگول، نقطه ویرگول، خط تیره، خط ربط، علامت نقل قول، کروشه، پرانتز، قلاب، آپاستروف، علامت حذف، علامت دو نقطه.

 

بازنویسی، گفتن به بیانی دیگر  (Paraphrasing, Saying in other words)

بازنویسی روشی برای خلاصه نویسی یا استفاده از مطالب دیگران به منظور پرورش افکارمان به شکل های مختلف و با ساختارهای مختلف است. برای این کار می توانیم از مترادف کلمات، متضاد کلمات، فعل های چند بخشی، یا فعل های مترادف، به جای کلمات موجود در متن یا جمله اصلی استفاده کنیم و یا با تغییر نقش آن ها، مطالب را با بیان جدیدی بنویسیم.

 

جملات شرطی (conditional sentences)

همان طور که از اسمشان مشخص است، جملات شرطی برای بیان شرط به وجود آمدن حالت یا رویداد یک اتفاقی مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع جملات دارای دو قسمت می باشند؛ عبارت اصلی جمله (main clause) و عبارت شرطی (if clause). در زبان انگلیسی پنج نوع جمله شرطی وجود دارد:

 

  • جمله شرطی نوع صفر (zero conditional sentence) که برای حقایقی که به طور کلی و یا از نظر علمی درست هستند به کار می رود.
  • جمله شرطی نوع اول برای بیان شرایط یا نتایج احتمالی مورد استفاده قرار می گیرد.
  • جمله شرطی نوع دوم را در شرایطی استفاده می کنیم که می خواهیم درباره یک موضوع یا فرضیه غیر واقعی صحبت کنیم.
  • جملات شرطی نوع سوم نیز برای بیان جملاتی به کار می روند که در حال حاضر واقعیت نداشته و از روی پشیمانی و افسوس راجع به شرایط و موقعیت هایی که در گذشته اتفاق افتاده اند، بیان می شوند.
  • آخرین نوع گروه جملات شرطی، جمله شرطی ترکیبی است. این گروه به موقعیت هایی در گذشته اشاره دارند که اگر تغییر می یافتند یا به روشی دیگر انجام می شدند، احتمالا بر شرایط زمان حال نیز تاثیرگذار بودند.

 

افعال چندتکه‌ای (Phrasal Verbs)

این افعال از یک فعل و جز یا اجزای دیگر (مثل حروف اضافه) تشکیل می شوند که همراه با هم یک معنی خاصی را ارائه می­ کنند. استفاده از این عبارات در مکالمات غیر رسمی انگلیسی بسیار پر کاربرد است در نتیجه یادگیری این نوع عبارات برای برقراری یک ارتباط موثر یک از قسمت های ضروری در یادگیری زبان انگلیسی محسوب می شود.

 

شاید در ابتدا یادگیری این نوع افعال دشوار به نظر بیاید چرا که ممکن است معنای ظاهری اجزای این عبارات، با معنایی که در کنار هم ارائه می کنند متفاوت باشد، اما با در نظر گرفتن این موضوع که با دانستن این افعال می توانید منظور خود را دقیق تر منتقل کنید، روند یادگیری آن ها برایتان لذت بخش خواهد بود. یکی از منابع مهم برای یادگیری این نوع افعال، تماشای فیلم ها و سریال های انگلیسی است که کاملاً به طور موضوعی می توانید آن ها را بیاموزید.

 

عبارات وصفی در انگلیسی (Participle Phrases)

برای ساخت عبارات وصفی، باید با ایجاد تغییراتی در جمله وصفی، آن را به یک عبارت وصفی تبدیل کنیم. این تغییر عمدتاً به صورت کوتاه کردن جمله وصفی است. عبارت وصفی، فاعل یا مفعول جمله اصلی را توصیف می‌کند و بخاطر همین نقش توصیفی، در عبارت وصفی، فاعل و فعلی وجود ندارد. جایگاه این عبارت در جمله باید قبل یا بعد از کلمه ای باشد که آن را توصیف می کند.

 

عبارت‌ها در انگلیسی (Phrases)

در انگلیسی عبارات می توانند در نقش فعل، اسم، حرف اضافه، قید و یا صفت قرار بگیرند که تفاوت این نقش ها با ساختار عبارت ها مشخص می­ شود. یک عبارت، شامل گروهی از کلمات است که فاعل و فعلی ندارد. استفاده از عبارت ها نوشته های ما را مؤثرتر کرده و کمک می کند تا بتوانیم منظور خود را بهتر عنوان کنیم.

جملات قیدی، گروهی از کلمات هستند که نقش قیدی دارند و به زمان، علت و معلول، تضاد و شرایط مختلف اشاره می کنند. جمله های پیرو یا وابسته نیز در واقع کلماتی هستند که این گروه قیدی را توصیف می کنند.

 

کاربردهای زبانی (Functions)

هرکدام از کاربردهای زبانی، هدف و قصد گوینده را از بیان یک موضوع نشان می­ دهند. این هدف می ­تواند نشان دادن احساسات، نظرات، امر به انجام کار، بیان آرزوها، عذرخواهی، گفتن تبریک و دیگر مواردی باشد که ما از زبان استفاده می­ کنیم تا آن‌ها را ارائه دهیم. هر کدام از این کاربردهای زبانی راه را برای ما آسان تر می کنند تا بتوانیم منظور خود و پیام مان را دقیقتر منتقل کنیم یا راجع به نیازهای خود حرف بزنیم و از دیگران کمک بخواهیم؛ پس می‌توان نتیجه گرفت که بدون این ویژگی های زبانی، برقراری ارتباط با دیگر افراد ممکن نبود.

 

صفات تفضیلی مضاعف (Double Comparatives)

در این ساختار، ما مقایسه‌ای دوگانه انجام می‌دهیم که می‌تواند برای بیان افزایش یا کاهش و در کل برای نشان دادن تغییرات، یا روند علت و معلولی دو چیز به کار رود. از این ساختار همچنین می ‌توان برای نشان دادن اهمیت انجام دادن کار و تأثیرات آن نیز استفاده کرد.

 

ساختارهای موازی (Parallel Structures)

زمانی که از یک الگوی مشابه برای چیدمان کلمات مان در یک ساختار استفاده می‌کنیم تا ارزش هر یک از آن ‌ها به خاطر پیش و پس آمدن در جمله تغییری نکند، در واقع از ساختار موازی پیروی کرده‌ایم. ارزش کلمات یا عباراتی که در چنین ساختاری قرار می گیرند می تواند هم اهمیت بیانی آن ها باشد و هم نقش دستوری آن ها.

ما می توانیم از کلمات ربط برای ساختن این الگو استفاده کنیم. در حالت نوشتاری، به منظور ایجاد ساختارهای واضحی که به راحتی قابل درک باشند، باید از علامت گذاری استفاده کنیم که در این ساختار، در انگلیسی از comma یا ویرگول استفاده می شود.

 

ساختارهای تأکیدی Cleft

کلمه ی Cleft از فعل Cleave گرفته شده که به معنای شکافت ایجاد کردن است. در زبان انگلیسی ساختاری به اسم Cleft وجود دارد که در واقع جمله را می شکافد و به دو تکه تقسیم میکند چون می خواهد بخشی از جمله را مهم تر کرده و تمرکز را روی آن بخش بگذارد. در انگلیسی انواع مختلفی از جملات cleft وجود دارد که معمولاً برای تأکید بر قسمت خاصی از یک جمله یا موضوع به کار می روند. جملات Cleft به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

  • جملات Wh-Cleft : که با یک wh- relative pronouns شروع می شوند مثل What و Where و When.
  • جملات It-Cleft: که با یک جمله ای شروع می شوند که اولش ضمیر It دارد.

 

ساختارهای تأکیدی معکوس (Inversion)

به جا به جایی محل قرار گرفتن کلمات در یک جمله، inversion یا وارونگی گفته می‌شود. این کار به ‌منظور تغییر ساختار جمله، تبدیل جمله به سؤال و یا تأکید بر قسمتی از جمله انجام می ‌شود. این تأکید حتی می تواند با جز منفی ساز جمله شروع شود تا بر شدت آن بیفزاید.

 

نقل‌قول غیرمستقیم (Reported Speech)

ما برای انتقال یا گزارش عقاید، جملات و سوالات افراد به ساختارهای نقل قولی نیاز داریم. به طور کلی می توانیم جمله یا سوال فرد را به دو صورت نقل کنیم؛ اگر هیچ تغییری در ساختار جملات به وجود نیاید، در این صورت به آن نقل قول مستقیم (direct speech) گفته می شود اما در صورتی که جمله یا سؤال عینا گفته نشود، باید تغییراتی در ساختار جملات و حتی کاربرد زمان ها ایجاد کنیم که به این نوع، نقل قول غیر مستقیم (indirect speech)  گفته می شود.

 

تبدیل کلمه به نقش اسمی (Nominalization)

در نگارش یک متن یا بیان یک موضوع، لازم است برای ایجاد تنوع در جملات، گاهی نقش کلمات را از شکل فعلی یا صفتی تبدیل به شکل اسمی کنیم. در اکثر مواقع می توانیم به این کلمات پسوند اسمی اضافه کنیم تا نقش شان تغییر کند و جایگاه کلماتی را که نقش آن ‌ها در حالت اسمی و فعلی یکسان است را می‌توان بدون هیچ تغییری در جمله عوض کرد.

 

بهترین راه‌ های ساده‌سازی جملات انگلیسی

یک متن از کنار هم گذاشتن چند جمله به وجود می‌آید و جملات نیز از تعدادی کلمه با نقش‌های مختلف تشکیل شده‌اند. اگر در یک جمله‌ی ساده به نقش کلمات توجه کنیم به‌راحتی می ‌توانیم جملات بی‌ شماری را حتی با ساختارهای پیچیده‌تر تولید کنیم.

 

تفاوت Have و Has

فعل have در انگلیسی بسیار پرکاربرد بوده و به سه شکل have، has و had وجود دارد که هم می ‌توان از آن ها به معنی “داشتن” استفاده کرد و هم می‌توان در نقش فعل کمکی در زمان حال کامل یا گذشته کامل آن ها را به کار برد.

 

گرامر در آزمون‌های زبان انگلیسی

همان طور که گفته شد گرامر یک جز جدایی ناپذیر آموزش زبان انگلیسی است. و مسلما در آزمون ‌های زبان انگلیسی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با اینکه بعضی از آزمون‌ها به سنجش مستقیم مهارت گرامری داوطلب می‌پردازند، برخی دیگر آن را به صورت غیر مستقیم بررسی میکنند. در اینجا به بررسی بخش گرامر چند آزمون زبان انگلیسی پرداخته‌ایم.

 

  • گرامر آیلتس

در این آزمون دانش گرامری شما در قسمت مهارت (speaking) و در قسمت مهارت نوشتاری (writing) سنجیده می‌شود. تمامی جملاتی که شما به‌ صورت گفتاری یا نوشتاری تولید می ‌کنید، باید عاری از هرگونه خطا باشند تا نمره کامل گرامر را دریافت کنید.

 

  • گرامر تافل TOEFL

در آزمون تافل هیچ قسمتی که صرفاً برای سنجش مستقیم گرامر باشد، وجود ندارد. اما برای موفقیت در بخش‌های مختلف این آزمون به خصوص بخش speaking و writing شما باید به گرامر انگلیسی تسلط کافی داشته باشید تا بر اساس خطاهای گرامری نمره‌تان را از دست ندهید.

 

  • گرامر PTE

در این آزمون، نمره‌ای که برای گرامر کسب می‌کنید در برخی قسمت‌ها به‌ صورت ضمنی یا غیرمستقیم ارزیابی می‌شود و در برخی دیگر به‌ صورت مستقیم. برای مثال در قسمت خلاصه ‌نویسی یک نوشته یا یک سخنرانی و یا نوشتن متنی راجع به یک موضوع خاص، ارزیابی به‌صورت مستقیم و در دیگر قسمت‌ها به‌طور غیرمستقیم صورت می‌گیرد. نمره کلی دانش گرامری شما نیز بر اساس مجموع نمرات این بخش محاسبه می‌شود.

 

  • گرامر آزمون‌های کمبریج (FCE, CAE, CPE)

بر خلاف آزمون های تافل یا آیلتس که ارزیابی دانش گرامری به صورت غیرمستقیم انجام می شود، در این آزمون ارزیابی گرامر به طور مستقیم است. سی سوال گرامری در آزمون های کمبریج وجود دارد که به صورت کلوز تست چند گزینه ای، کلوز باز، انتخاب شکل کلمه و جمله سازی، دانش گرامری داوطلب را می سنجند.

 

  • گرامر آزمون MSRT

این آزمون دارای سه بخش یعنی ارزیابی شنیداری، گرامر یا ساختار، و درک مطلب همراه با دانش لغوی می باشد. ارزیابی دانش گرامری در این آزمون، در بخشی از قسمت گرامر زبان یا structure انجام می گیرد که شامل 15 سوال است.

 

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.